جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

351

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

تاريخ و شهرت آن - نام نيشابور بنابر مشهور از كلمهء نى يعنى نو و شاپور مشتق گرديده و از روايات اين است كه شاپور آنجا را از نو بنياد كرد و يا آنكه اين شهر را در نيزارى برپا ساخت ، اما از عهد شاپور قديم‌تر است و افسانهء ساختمان آن را به تهمورس از پادشاهان پيشدادى چهارمين فرزند نوح نسبت مىدهند و مايهء اشتقاق جديد آن را از كلمهء نيك و شاپور مىدانند و مىگويند كه اسكندر كبير اين شهر را ويران كرد و سپس بوسيلهء شاپور اول يا شاپور ذو الاكتاف تجديد بنا شد ( در ايران اين دو شاپور را غالبا باهم اشتباه مىكنند ) و گفته‌اند كه براى خود در آنجا مجسمهء عظيمى ساخت كه تا حملهء اعراب وجود داشت ولى شهر شاپور در محلى غير از نيشابور فعلى ساخته شده بود و در فاصله‌اى دور از سمت جنوب شرقى آن واقع بود و هنوز از اطراف كبود گنبد كه در جوار جاده است آثارى از خاك بيرون مىآورند . نيشابور كه بيشتر از هر شهر ديگر دنيا خراب و تجديد بنا شده است در دورهء نفوذ اعراب پيشرفت كلى نمود و پايتخت آل طاهر شد . در دورهء محمود غزنوى در موقعى كه حكومت خراسان در دست او بود و سلسلهء مقتدر سلجوقى ، اولين پادشاه آن طغرل بيك نيشابور را محل اقامت خود قرار داد و شكوه و رونق آن را به درجه اعلى رسانيد . در سفرنامه‌هاى متعدد شرح و تعريف آن آمده است . از جمله در قرن دهم اصطخرى سياح عرب آنجا را شهرى چهارگوش كه هر ضلع آن يك فرسخ بوده تعريف نموده با چهار دروازه و دو محلهء وسيع در حومه . در قرن يازدهم ناصر خسرو نوشت كه يگانه شهرى بود كه با قاهره رقابت مىنمود . كلام طنزى از قول اعراب راجع به قناتهاى آنجا هست « نيشابور چه شهر دلپذيرى مىبود هرگاه مجارى آبش بر سطح زمين بود و سكنه‌اش در زير خاك » نويسندهء ديگر ابو على علوى نوشته كه از قاهرهء قديم ( فسطاط ) بزرگتر و از بغداد جمعيتش بيشتر و از بصره جامع‌تر و از قيروان عالىتر بوده . چهل و چهار محله داشته و پنجاه خيابان اصلى و